على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
81
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )
جاى پروهمى است . تمام ملاحان در نهايت آرامى و از جانگذشتگى از اين پنجاه شصت ذرع راه عبور مىكنند . و محسوس است كه پس از رد شدن قلبا مسرورند كه خدا عمر دوبارهاى به آنها داده است . همين نقطه بود كه ناصر الدين شاه شهيد در مراجعت از سفر اوّل فرنگستان سه روز معطل شد و همهء وزراء و حكام و مستقبلين از انزلى با چشم كشتى شاه را مىديدند كه در چه اضطرابى است و هيچ چاره نداشتند . به همت پير از آن وهلهء خطرناك كه چند دكل كشتىهاى بزرگ از آب بيرون است كه غرق شده است ، گذشته به كشتى ( كارنيلف ) كه از كشتىهاى معروف معتبر كمپانى ( مركورى ) است و اصل شديم . از كشتى شاهى كه ديگر از اين نقطه حق پيشتر رفتن ندارد ، چنانچه كشتى روسها هم از اينجا پيشتر نمىتواند بيايد . به توسط كرجى به كشتى ( كارنيلف ) وارد شديم . بهبه از اين كشتى كه تقريبا صد ذرع در پانزده ذرع عرض و طول دارد ، اتاق سالنش بيست نفر سر ميز غذا مىدهد . پيانو هم دارد . اتاقهاى خواب متعدد دارد كه در هر اتاقى سه نيمكت خواب است ، خيلى مزيّن و با همهء لوازم زندگى . چراغهاى تمام اتاقها و انبارهاى زير كه براى بار و عملجات است و بامها و دور كشتى تمام برق است . پستخانه هم دارد كه كاغذ در صندوقش بيندازند ، به هر جاى دنيا كه بخواهند مىرود . به ماشينخانهاش رفته تماشا كردم . واقعا عقل شخص حيران مىماند كه آهنهاى پنجهزار منى و دههزار منى را مىبيند كه علم به چه سهولت با قوّهء بخار حركت مىدهد . و با هوا كه جزو هيچ است به چراغكشى علم چه كارها مىكنند . كنت از حركت آرام كشتى و حال آنكه ايستاده بود و هيچ همانقلابى نداشت ، به هم خورده قى زيادى كرده رفت به اتاق خواب خودش و خوابيد . جناب ناصر الملك هم با آنكه درياهاى منقلب موّاج خيلى ديده بود ، رفت در اتاق خواب . ( اينها كه دريا مىگيردشان ، محض رفع خجالتشان مىگويند براى مزاج خيلى خوب است . ) آقاى حسين پاشا خان و من بدون آنكه در حالمان تغييرى پيدا بشود ، راه مىرفتيم و تماشاى قدرت خدا را مىكرديم كه چه اثرها در مخلوق وديعه گذارده